
سلام دوستان من میلاد هستم دوست نگار تو این پست فقط می خواهم چگونگی دوست شدنم با نگار را برای شما توضیح بدم نگارجون همه چیز رو گفت درمورد من ، منم میخوام در مورد نگار برای شما بگم من و نگار تو یه کوچه بودیم من اولش هیچ نظری (واسه دوستی) نداشتم چون با محمد ،داداشش دوست بودم به او مثل خواهرم نگاه می کردم اما بعد آن روزکه نگارجون گفت جریان عوض شد من عاشقش شدم اون تو سن رشد بود روز به روز قشنگتر می شه الان اون تو دخترایه محلمون از همشون قشنگتره ، بعد رفتن بهش گفتم که دوسش دارم اونم اول یه خورده ناز کرد که طبیعی بود بعد بهم جواب مثبت داد . من حالا نگارو خیلی دوست دارم . الان چهار ماه از دوستی ما می گذره روزبه روز به علاقه ما به هم اضافه تر می شود تو این چهار ماه گذشته ما...
ادامه مطلب
سلام اول می خوام از گذشته ها براتون بگم میلاد از دوستای داداشمه البته چند سال همسایه هم بودیم و دوستی خانوادگی باهم داریم ماجرای دوستی ما طولانیه که خلاصه شدشو اینجا مینویسم ما باهم همسایه بودیم و همدیگه رو میشناختیم اما میلاد ۴سال از من بزرگتره و من اصلا فکرشو نمی کردم که یه روز با میلادجونم باشم چون چند بار از خواهرای میلاد شنیده بودم که میلاد می خواد با شیدا که دختر خاله میلاد بود عروسی کنه البته با هم رابطه هم داشتن .ولی واسه شیدا خواستگار اومد و شیدا به میلاد جونم خیانت کرد آخی اون روزا خیلی دلم واسه میلاد میسوخت;-( خواهراش میگفتن که شب تا صبح کارش شده بود گریه کردن بیچاره خیلی لاغر شده بود از غصه:-( بگذریم از این حرفا بریم سراغه دوستی ما دوتا دو سه ما از ...
ادامه مطلب